دعوای مادرشوهر و عروس

دلایل پنهان و راهکارهای علمی

یکی از شایع‌ترین تنش‌های خانوادگی در فرهنگ ما، دعوای مادرشوهر و عروس است. اگرچه در ظاهر این اختلاف‌ها به موضوعات ساده‌ای مثل پخت غذا یا نوع رفتار در مهمانی‌ها مربوط می‌شود، اما از دیدگاه روانشناسی ریشه‌های عمیق‌تری دارد. در این مقاله علمی و کاربردی، به بررسی این دلایل و راهکارهای روانشناختی برای بهبود این رابطه می‌پردازیم.

<img fetchpriority=

ریشه‌های روانشناختی دعوای مادرشوهر و عروس

نظریه دلبستگی (Attachment Theory

از نگاه روانشناسی، رابطه‌ی مادر و پسر نوعی دلبستگی عاطفی قوی است. وقتی پسر ازدواج می‌کند، مادر ممکن است ناخودآگاه احساس کند این دلبستگی تهدید شده است. در نتیجه، حس رقابت یا مقایسه با عروس ایجاد می‌شود.

مثلا مادری که همیشه به پسرش غذا می‌داده، وقتی می‌بیند او از غذای همسرش تعریف می‌کند،

ممکن است ناخودآگاه احساس بی‌ارزشی کند و واکنش منفی نشان دهد.


مکانیزم دفاعی «فرافکنی»

در روانکاوی، یکی از مکانیزم‌های دفاعی رایج فرافکنی است؛ یعنی فرد احساسات منفی

خودش را به دیگری نسبت می‌دهد.
مادرشوهر ممکن است احساس نگرانی از تنهایی یا پیری را به عروس نسبت دهد و بگوید:

“تو نمی‌خواهی من را ببینی!” در حالی‌که ریشه‌ی این احساس درونی خود اوست.



رقابت بر سر نقش‌ها

از دیدگاه روانشناسی خانواده، خانواده سیستمی است که هر فرد در آن نقش مشخصی دارد.

وقتی عروس وارد خانواده می‌شود، نقش‌ها تغییر می‌کنند و مادرشوهر ممکن است حس کند

جایگاهش به خطر افتاده است.

مثلا مادرشوهری که سال‌ها تصمیم‌گیرنده اصلی خانه پسرش بوده، وقتی عروس نظر متفاوتی می‌دهد،

این را به‌عنوان تهدیدی برای اقتدار خودش می‌بیند.


  1. افزایش استرس و اضطراب در هر دو طرف
  2. کاهش رضایت زناشویی پسر و عروس
  3. آسیب به خودپنداره (Self-esteem) مادرشوهر یا عروس
  4. شکل‌گیری الگوهای ناسالم ارتباطی در کل خانواده


گفت‌وگوی همدلانه (Empathic Communication

به‌جای سرزنش، هر فرد باید احساسات خودش را به زبان ساده و بدون حمله بیان کند.
مثال: به‌جای اینکه مادرشوهر بگوید «تو قدر منو نمی‌دونی»، بهتر است بگوید

«وقتی به من خبر نمی‌دی، احساس تنهایی می‌کنم».


نقش «حد و مرز» (Boundaries

در درمان خانواده (Family Therapy)، تأکید زیادی بر تعیین مرزهای سالم می‌شود.

زن و شوهر باید حریم مشترک خودشان را حفظ کنند و در عین حال احترام مادرشوهر را نگه دارند.


بازسازی شناختی (Cognitive Restructuring

هر دو طرف باید یاد بگیرند باورهای غلطشان را اصلاح کنند.

  • مادرشوهر: «اگر عروسم خوب غذا پخت، یعنی من بی‌ارزش شدم» → باور غلط
  • اصلاح: «موفقیت عروسم به معنای ارزشمندی بیشتر خانواده است، نه کاهش ارزش من».

نقش میانجی‌گری شوهر

در بسیاری از موارد، شوهر بهترین فرد برای ایجاد تعادل است. او باید بدون جانبداری، احساسات

هر دو طرف را به رسمیت بشناسد و مانع از شکل‌گیری جبهه‌گیری شود.


جمع‌بندی

از نگاه روانشناسی، دعوای مادرشوهر و عروس تنها یک اختلاف خانوادگی ساده نیست؛

بلکه ترکیبی از دلبستگی، رقابت نقش‌ها، فرافکنی و نیاز به مرزگذاری سالم است.

اگر این رابطه با آگاهی روانشناختی و مهارت‌های ارتباطی درست مدیریت شود، می‌تواند

از یک میدان جنگ تبدیل به پلی برای صمیمیت و رشد شخصی شود.

sarafirouzyraad وب‌سایت

Discussion · 1 comment

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *